تبليغاتX
غمی غمناک
غمی غمناک
مرگ در آب و هواي خوش انديشه نشيمن دارد
دوشنبه سی ام مرداد 1385


دوستان خوب و مهربون من سلام

امیدوارم خوب خوب خوب باشید.

از تمام عزیزانی که به من سر میزنند و نظر میدن هم خالصانه تشکر

می کنم.و به داشتن دوستانی مثل شما افتخار می کنم.

راستش دیدم شب عید هستش و حیفه اگه نیام و این روز عزیز رو

به شما دوستان گلم تبریک نگم.

پس من هم به نوبه خودم این عید رو به همتون تبریک میگم و امیدوارم

به همتون خوش بگذره.

من هم دارم با اجازتون یه چند روزی میرم مسافرت.هفته دیگه هم

امتحان ترم دارم.و هیچی هم نخوندم.خدا آخر و عاقبت این درس

خوندن منو به خیر کنه.

شب و روزتون خوش ٬ ایام به کام و هزاران گل تقدیم شما باد.

                                                   یا حق.

 




+ ا اثر: محمد رضا در ساعت 16:52
سه شنبه بیست و چهارم مرداد 1385


 
بازم سلام به دوستای خوب خودم
خوبید ایشالا؟
بازم من یه چند روزی نبودم.آخه یکی به من نیست بگه
آبت نبود ٬ نونت نبود ٬ ترم تابستون گرفتنت چی بود دیگه؟
من که تو ترم عادیش درس نمی خونم ٬ آخه مگه مرض دارم
تابستون درس برداشتم؟
از بالاتر دستور دادند بابا بسته حرف زدی ٬ مطلبت رو پست کن.
و چون دستور بود چاره ای نیست جز اطاعت.
این هم یه مطلب که چون از دست روزگار داغانم ٬ دلم هوای
باریدن کرده.پس ببار باران.....
راستی جون هر کی دوست می دارید نظر یادتون نره
 
*********************************************
 
ببار باران...

بشوی آنچه که از او بر من مانده است

بشوی بوی تنش را از بدنم

ذهنم را بشوی از خاطراتش

ببار باران...

ببار بر من

ببار که من نمی توانم ببارم

چشمه ی اشکی ندارم

 




+ ا اثر: محمد رضا در ساعت 11:54





Powered by WebGozar

example: