تبليغاتX
غمی غمناک
غمی غمناک
مرگ در آب و هواي خوش انديشه نشيمن دارد
چهارشنبه بیست و هشتم تیر 1385
مطلبی دیگر به انتخاب دوست خوبم،سحر: http://bestselection.blogfa.com/)

 

چند روزی بود که دنبال یه مطلب در مورد مرگ میگشتم که بازهم

دوست خوبم، سحر ،یه مطلب خوب برام گذاشت که حیفم اومد

که تو وبلاگم نزارم.

*********************************************

چرا از مرگ مي ترسيد ؟
چرا زين خواب جان آرام شيرين روي گردانيد ؟
چرا آغوش گرم مرگ را افسانه مي دانيد ؟

- مپنداريد بوم نااميدي باز ،
به بام خاطر من مي كند پرواز ،
مپنداريد جام جانم از اندوه لبريز است .
مگوييد اين سخن تلخ و غم انگيز است –

مگر مي اين چراغ بزم جان مستي نمي آرد ؟
مگر افيون افسون كار
نهال بيخودي را در زمين جان نمي كارد ؟
مگر اين مي پرستي ها و مستي ها
براي يك نفس آسودگي از رنج هستي نيست ؟
مگر دنبال آرامش نمي گرديد ؟
چرا از مرگ مي ترسيد ؟

كجا آرامشي از مرگ خوش تر كس تواند ديد ؟
مي و افيون فريبي تيزبال وتند پروازند
اگر درمان اندوهند ،
خماري جانگزا دارند .

نمي بخشند جان خسته را آرامش جاويد
خوش آن مستي كه هشياري نمي بيند !

چرا از مرگ مي ترسيد ؟
چرا آغوش گرم مرگ را افسانه مي دانيد ؟
بهشت جاودان آنجاست .
جهان آنجا و جان آنجاست
گران خواب ابد ، در بستر گلبوي مرگ مهربان ، آنجاست !
سكوت جاوداني پاسدار شهر خاموشي ست .

همه ذرات هستي ، محو در روياي بي رنگ فراموشي ست .
نه فريادي ، نه آهنگي ، نه آوايي ،
نه ديروزي ، نه امروزي ، نه فردايي ،
زمان در خواب بي فرجام ،
خوش آن خوابي كه بيداري نمي بيند !

سر از بالين اندوه گران خويش برداريد
در اين دوران كه از آزادگي نام و نشاني نيست
در اين دوران كه هرجا ” هركه را زر در ترازو ،
زور در بازوست “ جهان را دست اين نامردم صد رنگ بسپاريد
كه كام از يكدگر گيرند و خون يكدگر ريزند
درين غوغا فرو مانند و غوغاها برانگيزند .

سر از بالين اندوه گران خويش برداريد
همه ، بر آستان مرگ راحت ، سر فرود آريد
چرا آغوش گرم مرگ را افسانه مي دانيد ؟
چرا زين خواب جان آرام شيرين روي گردانيد ؟
چرا از مرگ مي ترسيد ؟

 




+ ا اثر: محمد رضا در ساعت 15:9
شنبه بیست و چهارم تیر 1385


 

سلام دوستان گلم

از اين كه در اين مدت با وجود نبودن من شما صحنه را ترك

نكردين و همواره حضور داشتين و به من سر زدين صميمانه سپاس

گذارم.

الآن كه ميخواستم به روز كنم و مطلب جديدي بنويسم متأسفانه خبر

رسيد كه يك دوست بسيار خوب و همدوره دوران دبيرستانمون،جوان

 دوست داشتني و موفق،امين ديانتي عزيز بعد از يك هفته دست و پنجه

نرم كردن با مرگ و رفتن به حالت كما بر اثر يك صانحه رانندگي،

دعوت حضرت دوست را لبيك گفت و به ديدار او شتافت.

آن سفر كرده كه صد قافله دل همره اوست

                              خدايا،هر كجا هست به سلامت دارش

 

ديگه امروز دل و دماغ به روز كردن نيست.

دوستان براي شادي روح اين عزيز تازه سفر كرده دعا فراموش

نشود.

 

                                            خدايش بيامرزد

 




+ ا اثر: محمد رضا در ساعت 12:55





Powered by WebGozar

example: